خاطرات شاگردان حضرت آیت الله العظمی محسنی(ره)

مقالات

من مسوول هستم!

یک‌سال حاج آقا مریض شده بود و به خارج از کشور برای تداوی رفته بود؛  قلب‏‌اش جراحی شده بود، بعد از سپری شدن جراحی وقتی که به حوزه‌‏ی علمیه آمد، وضعیت‌‏اش هنوز رضایت بخش نبود و ما با خود فکر می‏‌کردیم شاید تا دو هفته دیگر حاج آقا درس داده نتواند.

فردایش من و حسین دانش‏ور ساعت هشت صبح که وقت کلاس حاج آقا بود، در همان مدرس و صنف قرار مباحثه داشتیم، مشغول مباحثه بودیم که حاج آقا وارد شد، هر دوی ما حیران ماندیم، با خود گفتیم برای قدم زدن این جا آمده باشد، هیچ باور نمی‏‌کردیم که با این وضعیت که خودش تکیه داده راه می‏رود، درس بگوید.

با عصایش به ما اشاره کرد که بی‌یایید، رفتیم نزدیک، ایشان اولین حرف‏‌اش این بود، درس شما خیلی زیاد تعطیل شد!!! یک هفته بیشتر درس ما تعطیل شده بود، ما گفتیم حاج آقا!!! در این مدت ما برنامه تحقیق و مباحثه داشتیم!! مرحوم سرش را تکان داد و فرمود هر دوی‌تان بروید شاگردان را خبر کنید که من حاضر هستم، بیایید در صنف، هر چه قدر استدلال کردیم …. بالاخره حریف ایشان نشدیم و در اخیر فرمود من این جا باشم و برای شما درس ندهم مسوول هستم و چه زیبا فرمود و هر بار تکرار می‌‏کرد، ( من در مقابل شما احساس مسوولیت می‏‌کنم.) ما رفتیم محصلین را خبر کردیم هیچ کس باورش نمی‌‏شد، همه آمدیم! حاج آقا برای ما درس گفت.

محمد امین علی‌زاده از اساتید حوزه

مرگ شیرین

عادت مرحوم این بود که پنجاه دقیقه بیشتر درس می‏‌گفت، یک روز نزدیک دقایق اخیر بود، من که در مقابل ایشان بودم دیدم هم صدایش تغییر کرد و هم کبودی خاص سراغ چهره‏‌ شان آمد، احساس ضعف کرد، با صدای بلند گفتم بس است، وقت تمام شده، و دیگران همه گفتند بس است…. فرمود خوب است! در همین لحظه ضعف قلبی که سال‎ها بود متوقف شده بود، سراغ‎شان آمد، خیال کردم، ایشان از دنیا رفت….. همه سکوت کردیم تقریبا ده دقیقه ایشان هیچ نوع تحرک نداشت تا این که کم کم بحال آمدند و فرمودند: من اگر در حال خدمت به شما بمیرم برایم از عسل شیرین تر است.

 محمد امین علی‌زاده از اساتید حوزه

 در فراغ استاد

ﺷﻤﻊ ﺩﻝ اﻓﺮﻭﺯ ﻣﺎ ﺭﻓﺘی ﻣﺮاﻣﺖ ﺟﺎﻭﺪاﻥ

ﺑﺎﺩ ﺭﻭﺣﺖ ﺷﺎﺩ ﻭ ﺧﻨﺪاﻥ ﻳﺎﺩ ﻭ ﻧﺎﻣﺖ ﺟﺎﻭﺪاﻥ

ﺧﻮﺭﺷﻴﺪ ﻋﻠﻢ ﻭ ﻓﻘﺎﻫﺖ ای ﭼﺮاﻍ ﻣﻌﺮﻓﺖ

ای ﻣﻌﻠﻢ ﺑﺎﺩ ﺁﺛﺎﺭ ﻭﻛﻼﻣﺖ ﺟﺎﻭﺪاﻥ

ﺑی ﺗﻮ ای ﺁﻣﻮﺯﮔﺎﺭا ﺯﻧﺪﮔی ﺗﻠﺦ اﺳﺖ ﺗﻠﺦ

ﺟﻤﻠﻪ‏ﻫﺎی ﻧﻐﺰ ﻭ ﺷﻴﺮﻳﻦ ﻭ ﭘﻴﺎﻣﺖ ﺟﺎﻭﺪاﻥ

ﻣﺪﺕ ﻳک ﺳﺎﻝ ﺟﺎﻧﻢ ﺳﻮﺧﺖ ﺩﺭ ﺩﺭﺩ ﻓﺮاﻕ

ﺟﻨﺖ ﻓﺮﺩﻭﺱ ﺟﺎﻳﺖ، ﻫﻢ ﻣﻘﺎﻣﺖ ﺟﺎﻭﺪاﻥ

ﺻﺮﻑ ﻛﺮﺩی ﻋﻤﺮ ﺧﻮﺩ ﺩﺭ ﺭاﻩ اﺳﻼﻡ ﻋﺰیز

اﺯﺧﺪا ﺧﻮاﻫﻢ ﻛﻪ اﻫﺪاﻑ ﻋﻆﺎﻣﺖ ﺟﺎﻭﺪاﻥ

ای ﻣﻨﺎﺩی ﻭﺣﺪﺕ ﻭﺁﻏﺎﺯ ﻓﺼﻞ ﺩﻭﺳﺘی

ای ﻣﺠﺎﻫﺪ، ﺑﺎﺩ اﻳﺜﺎﺭ ﻭ ﻗﻴﺎﻣﺖ ﺟﺎﻭﺪاﻥ

ﺑﺎ ﻛﻪ ﮔﻮﻳﻢ ﻣﻦ ﻏﻢ ﻫﺠﺮ ﺗﻮ ﺑﺎب ﻣﻌﻨﻮی

ﺳﻮﺧﺘﻢ اﺯ ﺩﻭﺭی ﺗﻮ اﺣﺘﺮاﻣﺖ ﺟﺎﻭﺪاﻥ

ﺷﻜﺮ، ﺷﺪ اﻧﺪﻳﺸﻪ ﻭﺁﺛﺎﺭ ﺧﻮﺑﺖ ﻣﺎﻧﺪﮔﺎﺭ

ای ﭼﺮاﻍ ﻋﻤﺮ “ﻋﺎﺭﻑ”، ﺑﺎﺩ ﻧﺎﻣﺖ ﺟﺎﻭﺪاﻥ

ﻋﺎﺭﻑ ﺭﺣﻤﺎنی

 خداوند از پدر مهربان‌تر است!

یکی از خاطره‏‌های به یادماندنی آن بود که در سال ۸۹ پدرم به رحمت خدا رفت، بنده برای انجام اموری به خانه پدرم رفتم. وقتی به حوزه برگشتم، بعد از نماز عشاء طلاب و اساتید حوزه برای پدرم فاتحه خواندند، حاج آقا هم که در گوشه‏‌ای از مسجد نمازش را خوانده بود، مرا به حضورش طلب نمود و برای پدرم فاتحه خواند و دعا نمود.

بعد از آن مرا نصیحت کرد که با رفتن پدرت اراده‌‏ات برای درس خواندن تضعیف نشود، فرمود: “خداوند خیلی مهربان‌تر از پدراست، همه مشکلات تو را حل می‏‌کنه، ناامید نشو…”.  

این در حالی بود که بعد از آن بعضی مسوولین حوزه از من درخواست کردند که درس را ترک کنم، چون پدرم فوت کرده، مشکلات من زیاد شده دیگر درس خوانده نمی‌‏توانم، تا یک مدتی که در حوزه هستم، پول سهم را مفت مصرف نکم!

از آن روز تا امروز که ده سال و چند ماه می‌‏گذرد حرف استاد را کاملا در زندگی خود احساس می‏کنم و هیچ مشکلی پیش نیامده که مانع درس خواندم شود.

علی اصغر مهدوی از طلاب

استاد هوشیار

 صرف پول در اموری که ماندگاری بیشتر دارد

یک روز تعدادی از بانوان خدمت معظم له آمده بودند و برای تعمیر مسجد درخواست کمک می‏‌کردند، ایشان مرا با آنان فرستادند تا مسجد را که نزدیک میدان هوایی کابل بود از نزدیک ببینم که مسجد کارش شروع شده یا خیر؟ وقتی رفتم و مسجد را دیدم، یک مقدار پول داد و فرمود: با آنان شرط کن که این مبلغ را برای خرید چیزهایی مصرف کنند که ماندگاری بیشتر دارد؛ مثل سمنت و امثال آن. شاید دلیلش این باشد که تا آن مواد باقی است برای او ثواب برسد.

 محمدعلی فهیمی

 تیزبینی

معظم له به هر سوالی پاسخ نمی‌‏داد، یک وقتی از ایشان پرسیدم: حاجی آقا! جنگیدن با فلان گروه چه حکم دارد؟ فرمود: برو درس خود را بخوان؛ یعنی به سوال پاسخ نداد. و بعد شوخی کرد: آیامی‌خواهی تو را به جنگ آنان بفرستم؟

 محمدعلی فهیمی

  احتیاط در بیان حکم شرعی

یک روز از معظم له در باره سهم دو دختر چنین سوال کردم: در آیه میراث(( یُوصِیکُمُ اللّهُ فِی أَوْلادِکُمْ لِلذَّکَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَیَیْنِ فَإِنْ کُنَّ نِساءً فَوْقَ اثْنَتَیْنِ فَلَهُنَّ ثُلُثا ما تَرَََ وَ ِِنْ کانَتْ واحِدًًَ  فَلَهَا النِّصْفُ» (نساء: ۱۱)، فقط سهم زیادتر از دو دختر (فَإِنْ کُنَّ نِساءً فَوْقَ اثْنَتَیْنِ فَلَهُنَّ ثُلُثا ما تَرَََ) بیان شده که دو ثلث است، و سهم یک دختر نیز بیان شده که نصف است: «وَ ِِنْ کانَتْ واحِدًً َ فَلَهَا النِّصْفُ»، لیکن سهم دو دختر در قرآن بیان نشده، پس با کدام دلیل فقهاء سهم دو دختر را نیز دو ثلث بیان کرده‏‌اند، در حالی که از آیه فوق حکم آن استفاده نمی‏‌شود؟ معظم له مهلت خواست تا مطالعه کند و بارها به ما نیز سفارش می‏‌کرد که اگر مساله را بلد نبودید، بگویید: نمی‏‌دانیم.

 محمدعلی فهیمی

  معذرت خواهی استاد

  یک روز معظم له در صالون شورای علما درس می‌‏داد و با من شوخی کرد، و هم صنفی‌هایم بسیار خندیدند، استاد (قدس سره) چنین احساس کرده بودند که بنده از شوخی او اذیت شده و خجالت کشیده‌‏ام، در حالی که بنده نه خجالتی بودم و نه از شوخی معظم له اذیت شده بودم، به همین دلیل فردای آن روز در کلاس درس در حضور هم صنفی‌هاینم از این حقیر معذرت خواهی کرد!! این بسیار یک درس بزرگ است که استاد و یک مجتهد از شاگرد خود معذرت خواهی کند.

 محمدعلی فهیمی

 توجه به شاگردان

اگر بعض از روزها غیر حاضر بودم، فردایش می‌‏پرسید: آقای فهیمی! دیروز کجا بودی که به درس حضور نداشتی؟ یعنی با این سخن خود می‏‌خواست آن توجه و محبت خود را به شاگرد و به درس ابراز نماید.

 محمدعلی فهیمی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *